اونی که می خواستم تو غبارا گم شد ...

نازنین ..

  
وقتی از اوی رفته ی نیامده ات پرسیدم ..
 
گفتی ..
 
اونی که می خواستم منو برد بهشت و ..
 
اسم من و رو سردرش نوشت و ..
 
بهونه کرد بازی سرنوشت و ..
 
تو شهر رویا منو رها کرد ..
 
 
ولی ..
 
 
 تو بعد از رفتنت ، هرگز نپرسیدی که ..
 
من بگویم ..
 
اونی که می خواستم منو برد از یاد و ..
 
رفت پیش اون کس که دلش می خواد و ..
 
زد زیر عشقش که یادش نیاد و ..
 
مثل همه آدما بی وفا شد .. .
 
 
.:
 
 
نازنین ..
 
 
تو هرگز ندانستی که بودنت ، برای عاشقت ، زندگیست ..
 
بی تو قمار زندگی را چه ساده باختم .. .
 
 
 
 
/ 236 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمود

سلام خسته نباشيد نوشت های زيبايی داريد باضافه يه وبلاگ زيبا تر شاد و موفق باشيد يا حق

امير

سلام جاده تو چی می خوای من به روزم منتظر حضورتم بيا پيشم يا حق موفق باشی

spider

سلام مرجان! ميدانی چقدر منتظر شدم تا تو را ببينم!؟ بانو!‌ ... چه خوب که آمدی... سبز باشی.

Hellish Silence

سلام مرجان خانم حال شما؟ وبلاگ خيلی قشنگی داری موفق باشی خوشحال ميشم به منم يه سری بزنی .:بای:.

رهگذر

اين چندمين بار !؟؟مرجان خانم شعر هايی که تو وبلاگ آشوبگر نوشتيد از کجاست؟از شيشه نبوديم که با سنگ ؟....!!!!ممنون ميشم جواب بديد..!!!با باب........................جواب خواهش|؟

amir

وبلاگت بسیار زیباست

●•▪ مرجان ▪•●

در تمام لحظه هایم , هیچکس غربت تنهاییم را حس نکرد .. . آسمانم غم گرفت , هیچکس برکه ی طوفانیم را حس نکرد .. . آنکه سامان غزلهایم از اوست , بی سر و سامانیم را حس نکرد ..!

مرتضی

سلام. نميتوان گفت که آنچه در وجود شماست ممتاز نيست. بی شک دلهای پاک و بی آلايش به معنای واقعی حقيقت اسرارآميز هستی نزديکترند. دلهائی که حتی تنهائيشان انسانها را پر پرواز ميدهد. خواهرم فقط متقی باش. کليد حل معماها همين است و بس. الهم اجعل عواقب امورنا خيرا

زهرا

من و خورشید را هنوز امید دیداری است هر چند روز من اری به انتهای خود نزدیک است تو عا شقی نه؟